
-->-->-->
-->-->-->
Ø¢Ûx8cا Ø´Ùx85ا براÛx8c اÛx8cÙx86Ú©Ùx87 شارز اÛx8cÙx86ترÙx86تتاÙx86 تÙx85اÙx85 Ø´Ùx88د Ø¢Ùx87Ùx86Ú¯ با Ú©Ûx8cÙx81Ûx8cت داÙx86Ùx84Ùx88د Ùx86Ùx85Ûx8cÚ©Ùx86Ûx8cدØx9fپس بÙx87 اÛx8cÙx86 آدرس بÛx8cا تا Ø¢Ùx85Ùx88زش بدÙx85 تا Ø¢Ùx87Ùx86Ú¯ Ú©Ùx85 ØxadجÙx85 داÙx86Ùx84Ùx88د Ú©Ùx86Ûx8cد Ùx88 Ø¢Ùx87Ùx86Ú¯ با Ú©Ûx8cÙx81Ûx8cت Ú¯Ùx88Ø´ Ú©Ùx86Ûx8cد!! http://website.niloblog.com/post/2
اشک های امیر در آغوش فرهاد |
|||||
|
(link)
1_همه چیز از یک تماس تلفنی آغاز شد. به گزارش سایت باشگاه استقلال،دعوتی از سر دوستی و محبت و به پاس حرمت به رفاقت سالیان دور و نزدیک. اینچنین فرهاد مجیدی،دقایقی بعد به همراه فرزاد در طبقه چهارم ساختمان پرخاطره لارستان حاضر شدند. شماره 7،اینچنین دعوت حاجی را با احترام و بی شرط و بدون بحثی می پذیرد تا این سه نفر راهی منزل امیر قلعه نوعی شوند. فرهاد در آن لحظات مشتاق دیدار با مربی خود بود و این در چهره غمگین و پیراهن مشکی اش کاملا هویدا است.فاصله ها کم می شوند و اینچنین موعد همدلی و عاشقی فرا می رسد. 2_خانه غم دارد. خانه هنوز در شوک از دست رفتن مادری مهربان و یاری صمیمی است. حاجی با براداران مجیدی سر می رسند. صدای گریه در شباهنگام خانه، فرهاد را دگرگون می کند.او اما وارد می شود و لحظه ای بعد در آغوش امیر آرام می گیرد. جملاتی رد و بدل می شود،امیر تشکر می کند و فرهاد حضورش را وظیفه می داند. امیر هنوز گریه می کند،همچنان صدای هق هق او فضا را تحت تاثیر قرار می دهد. حاجی باز هم تلاش می کند آرامش کند،کاری که در شب قبلش هم انجام می داد.این شب،اما سر روز شدن ندارد. 3_میهمانان می روند و می آیند.خانه پر می شود و خالی.لحظاتی بعد از این ،فرهاد و فرزاد هم می روند.به درب خروجی که می رسند،حاجی از او تشکر می کند.پاسخ فرهاد این است که من از شما ممنونم که بانی خیر شدید.خدایش بیامرزد. |
|||||
برچسب: استقلال,امیر قلعه نویی,اشک های امیر در آغوش فرهاد,فرهاد مجیدی,سرمربی استقلال,سایت استقلال,
نویسنده: سید محمد